سمانه رضوانی | شهرآرانیوز؛ امامهادی (ع) در روزگار پر از فشار سیاسی و محدودیتهای اجتماعی، با رفتار و گفتار خود نشان دادند که خانواده و خویشاوندی در فرهنگ اسلامی فقط یک رابطه خونی نیست، بلکه پیوندی برپایه احترام، محبت، مسئولیت و تربیت است.
سیره آن حضرت در برخورد با مادر، همسر، فرزندان و دیگر نزدیکان، الگویی روشن برای تحکیم بنیان خانواده و تقویت روابط خویشاوندی بهشمار میآید. عمل حضرت نشان میدهد که در مکتب امامهادی (ع)، خانواده اسلامی صرفا مجموعهای از افراد همخانه نیست، بلکه شبکهای از محبت، کرامت، اعتماد و مسئولیتپذیری است که میتواند انسان را دربرابر فشارهای بیرونی استوار نگه دارد و زمینه رشد اخلاقی و معنوی را فراهم آورد.
امام هادی (ع) درباره مادر خود، سمانه مغربیه، با زبانی سرشار از احترام سخن میگویند. ایشان او را زنی پاک، اهل بهشت و محفوظ از آفتها معرفی میکنند. در یکی از مصادیق بارز این احترام، او را با عباراتی، چون «عارف به حق من» و «از اهل بهشت» ستودهاند. این بیان، فراتر از یک تعریف ساده، نشاندهنده درک عمیق امام از جایگاه مادر در خانواده و جامعه است.
حضرت با این تکریم، به ما میآموزند که ارزش حقیقی انسانها به مقام معنوی و پاکی باطن آنهاست، از همینرو مادر در نگاه امامهادی (ع) فقط پرورشدهنده جسم نیست، بلکه نگهبان روح و شخصیت فرزند نیز هست.
چنین نگاهی سبب میشود که احترام به مادر، به یک اصل تربیتی و اخلاقی تبدیل شود؛ اصلی که در آن، قدردانی از زحمتهای پنهان و آشکار مادر، بخشی از دینداری و انسانیت محسوب میشود. حال درسی که ما باید بگیریم، این است که بنیان خانواده سالم، از تکریم مادر آغاز میشود و اگر این ستون استوار باشد، سایر پیوندهای خانوادگی نیز از انسجام بیشتری برخوردار خواهد شد.
خانواده در زندگی امامهادی (ع) نهتنها جایگاه محبت، بلکه کانون اعتماد و تربیت مسئولیتپذیر است. نمونه عملی این رویکرد، سپردن مدیریت برخی املاک و درآمدهای شخصی توسط امام به فرزندشان، سیدمحمد، بود. این اقدام، فقط واگذاری یک وظیفه مالی نبود، بلکه نوعی اعتماد عمیق و آموزش عملی مدیریت و مسئولیتپذیری به او بود.
امام با این کار، به فرزندشان آموختند که چگونه برای اداره امور و خدمت به دیگران آماده شود و این خود، قدمی مهم در جهت رشد و استحکام شخصیت او بود. درواقع، امام با واگذاری بخشی از امور مالی به فرزند، او را وارد عرصه عمل میکردند تا از همان فضای خانه، مهارت تدبیر، نظم و امانتداری را بیاموزد.
این رفتار، نشان میدهد که تربیت فرزند در نگاه امام، فقط به نصیحت و توصیه محدود نمیشود، بلکه باید با سپردن مسئولیت واقعی همراه باشد. چنین روشی، فرزند را برای مواجهه با مسائل زندگی آماده میسازد و او را از وابستگی صرف به حمایتهای بیرونی، دور میکند. درنتیجه، خانه در این سیره، مدرسهای برای تمرین زندگی و شکلگیری شخصیت مستقل و مسئول است.
امام دهم شیعیان (ع) برای همسر نیز جایگاهی بسیار محترمانه و باکرامت قائل بودند. ایشان با اشاره به پاکی و دوری همسرشان، سلیل (حدیث)، از پلیدیها و معرفی او بهعنوان مادر حجت الهی، مقام معنوی او را ستودند. این تجلیل، نشاندهنده درک عمیق امام از نقش همسر در تربیت نسل آینده و انتقال فضایل معنوی است.
حضرت با این نگاه، همسر را نهتنها شریک زندگی، بلکه همکار در رسالت بزرگ هدایت جامعه میدانستند و این خود، الگویی برای ارزشگذاری به جایگاه زنان در خانواده و مسئولیت خطیرشان در تربیت فرزندان است. افزونبر این، چنین سخنی از زبان ایشان، نشان میدهد که همسر در خانه امام، صرفا یک همراه عاطفی نبود، بلکه بانویی آگاه و شایسته بود که میتوانست بار سنگین تربیت فرزند و حفظ محیط معنوی خانه را بر دوش بکشد.
این سیره، اهمیت گفتار محترمانه و نگاه کرامتمحور به همسر را برجسته میکند؛ زیرا در فرهنگ اسلام، تحقیر یا نادیده گرفتن همسر جایی ندارد و بنیان خانواده بر همکاری، آرامش و احترام متقابل بنا میشود. در چنین فضایی، همسر نقشی فعال در استمرار مسیر هدایت و تربیت دارد و خانه به محیطی امن برای رشد ارزشهای الهی تبدیل میشود.
یکی از روشنترین جلوههای سیره امامهادی (ع)، دستگیری مالی از خویشاوندان و نزدیکان بود؛ رفتاری که تنها یک کمک اقتصادی ساده نبود، بلکه مصداقی عینی از صلهرحم واقعی و تقویت پیوندهای خویشاوندی بهشمار میآمد. در روزگاری که عباسیان با فشار و محاصره اقتصادی، علویان را در تنگنا قرار داده بودند و حتی کمک به آنها را جرم میدانستند، امام علیالنقی (ع) با رعایت کامل ملاحظات امنیتی، در سکوت و پنهانکاری، به یاری بستگان خود میشتافتند.
روایتهایی مانند بخشش گوسفندان میان افراد نیازمند خانواده، ازجمله فرزندشان ابیجعفر و... نشان میدهد که امام در عمل، کرامت خویشاوندان را حفظ میکردند و اجازه نمیدادند تنگدستی، رشته محبت و احترام را سست کند. این بخششها درحقیقت، تنها برای رفع نیاز مادی آنها نبود، بلکه اعلام این پیام بود که خویشاوندی در نگاه امام، مسئولیت میآورد و کمک به نزدیکان، راهی برای استحکام خانواده و جامعه ایمانی است.
از دیگر جلوههای مهم سیره امامهادی (ع)، راهنمایی فکری و اعتقادی خویشاوندان و نزدیکان بود؛ رفتاری که رابطه خانوادگی را از سطح عاطفه صرف، فراتر میبرد و آن را به عرصه رشد ایمانی و معنوی میرساند؛ نمونه روشن این سیره، گفتوگوی امام با عبدالعظیم حسنی است؛ او که از خویشان نسبی امام و از سادات حسنی بود، عقاید خود را درباره خداشناسی، پیامبر، شریعت و امامت، یکبهیک بر امام عرضه کرد تا از صحت آنها اطمینان یابد.
امامهادی (ع) نیز با روی باز از او استقبال کردند، پرسشهایی برای تکمیل و تعمیق باورهایش، مطرح ساختند و در پایان، ایمان او را تأیید کردند و برایش دعای خیر فرمودند که خداوند او را در دنیا و آخرت بر این عقیده ثابتقدم بدارد. این رفتار، نشان میدهد که در نگاه امام (ع)، محبت به خویشاوند، تنها به کمک مالی یا احترام ظاهری خلاصه نمیشود، بلکه هدایت دینی و تقویت بنیان اعتقادی آنان نیز بخشی از وظیفه خویشاوندی است.
همچنین گفتوگوی امام با ابوهاشم جعفری همین معنا را دارد؛ آنجا که امام (ع)، پیش از آنکه او سخنی بگوید، نعمتهای الهی، ایمان، سلامت و قناعت را به یادش آوردند و او را به شکرگزاری و استغنا از مردم فراخواندند. این سیره، الگویی روشن از این است که صمیمیت خانوادگی و خویشاوندی، زمانی زیباتر و عمیقتر میشود که با نصیحت دلسوزانه، ارشاد ایمانی و دعای خیر همراه باشد.